اسم
ادامه مطلب
براي همه آنهايي كه بي تقصيرند
آخه من هيچي ندارم كه نثار تو كنم ، تا فداي چشماي مثل بهار تو كنم ، ميدرخشي مثل يك تيكه جواهر تويه جمع من مي ترسم عاقبت يه روز قمارت بكنم ،من مثل شبهاي بي ستاره سردو خاليم، خب مي ترسم جاي عشق غصه رو يار تو كنم ، تو مثل قصه پر خاطره هستي نمي خوام ، من بي نشون تو رو نشونه دارت بكنم ، تو كه بي قراره ديدن شب و ستاره اي ، واسه نديدن ستاره بي قرارت بكنم، مثل دريا بي قراري نمي توني بموني ، من چرا يه بركه موندگارت بكنم ، من مثل شبهاي بي ستاره سردو خاليم ، خب مي ترسم جاي عشق غصه رو يار تو كنم تو مثل قصه پر خاطره هستي نمي خوام، من بي نشون تو رو نشونه دارت بكنم ، تو بگو خودت بگو با تو بمونم يا برم ، آخه من هيچ نمي خوام كه غصه دارت بكنم
از طرف:سولماز
سلام من به تو یار قدیمی
منم همون هوادار قدیمی
هنوز همون خراباتی و مستم
ولی بی تو سبوی می شکستم
همه تشنه لبیم ساقی کجایی
گرفتار شبیم ساقی کجایی
اگه سبو شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی
اگه میکده امروز شده خونه تزویر
وای شده خونه تزویر
تو محراب دل ما تویی تو مرشد و پیر
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم ومیخونیم سر ساقی سلامت
یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی و قهرت مصیبت شد و بارید
پشیمونم و خستم اگه عهدی شکستم آخه مست تو هستم
اگه مجرم و مستم
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم ومیخونیم سر ساقی سلامت
میگن مستی گناهه به انگشت ملامت
باید مستا رو حد زد به شلاق ندامت
سبوی ما شکسته در میکده بسته
امید همه ما به همت تو بسته
به همت تو ساقی تو که گره گشایی
تو که ذات وفایی همیشه یار مایی
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم ومیخونیم سر ساقی سلامت
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم ومیخونیم سر ساقی سلامت
همه به جرم مستی سر دار ملامت
میمیریم ومیخونیم سر ساقی سلامت
سر ساقی سلامت
وای سر ساقی سلامت
سر ساقی سلامت
وای سر ساقی سلامت
تقدیم به خودت
آهاي تو كه اين همه دوري از من اين روزا در حال عبوري از من آهاي تو كه فكر مي كني سوزوندي دارو ندارم و با دوري از من طاقت نداري ببيني ميدونم اين همه طاقت و صبوري از من ستاره هات مي گن پشيمون شدي مي خواي بگي كه غرق نوري از من فكر نكنم بشه با صد تا دريا اين همه غفلت و بشوري از من نمي دونم مي خواي باقلب سنگي دل ببري بازم چه جوري از من؟ پشيمونيت فايده نداره ديگه چشات بايد بارون بباره ديگه پشيمونيت فايده نداره ديگه
زندگي رسم خوشايندي است زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ پرشي دارد اندازه عشق زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود زندگي تجربه شب پره در تاريكي است زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد زندگي آب تني كردن در حوضچه اكنون است رخت ها را بكنيم آب در يك قدمي است
شمع بود ، اما كوچك بود. نور هم داشت اما كم بود.
شمعي كه كوچك بود و كم ، براي سوختن پروانه بس بود.
مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق.
و زمين پر از شمع و پروانه شد.
پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت : شمعي بايد دور ، شمعي كه نسوزد ، شمعي كه بماند.
پروانه اي كه به شمع نزديك مي سوزد ، عاشق نيست.
شب بود ، خدا شمع روشن كرد. شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود.
شمع خدا پروانه مي خواست . ليلي ، پروانه اش شد.

بال پروانه هاي كوچك زود مي سوزد ، زيرا شمع ها ، زيادي نزديكند.
بال ليلي هرگز نمي سوزد.
ليلي پروانه شمع خداست.
شمع خدا ماه است.
ماه روشن است ؛ اما نمي سوزاند.
ليلي تا ابد زير خنكاي شمع خدا مي رقصد
این دیگه مشکل خودته!!!![]()
من که خوشم اومد با مرامی ای ولا خیلی خوبه اینجوری من راحتترم ![]()
خوشحالم که تو برگشتی
از سفر چه دیر می رسی
من هنوز چشم های خسته را به راه ها امید می دهم
پس چرا نمی رسی
پس چرا به من که کودکانه دوست دارمت نمی رسی
من که سالهای سال باتو بوده ام
سالهای سال با تو قد کشیده ام
ای که آن طرف نشسته ای بیا ببین
در فراغ تو چقدر انتظار می کشم
از کنار خاطرات تو عبور می کنم
کودکانه می شناسمت
راستی چرا جار می زنند ؟
باز روزگار دسته گل به آب داده است ؟
باز روزگار
این لجوج بی شکیب
دست بر بهار باغ ما گشاده است ؟
خانه های سوت وکور
با لباسهای مشکی درشت
یادگاری کدام رفتنند
رفتنت هنوز زود بود
من هنوز چشم دوخته نشسته ام کنار جاده
پس چرا نمی رسی؟
کاشکی سفر نبود
از غم غریب غربت چشم دوختن
کاش در جهان اثر نبود
من چه بی قرار می شوم مگر تو مرده ای ؟
پس چرا کنار خانه ی شما همه لباسهایشان سیاه می شود ؟
این دروغ ها به گوش من نمی روند
فکر میکنم تو زود می رسی
مثل کودکی که هی جوانه می زند
غصه های من بزرگ می شوند
زود بود من تو را نبینم آشنای کودکی
بی تو من میان بچه ها
چگونه قصه های بازی تو را بیان کنم
بی تو من چگونه رو به آسمان کنم
گودی عمیق مرگ را چرا برای تو رقم زدند ؟
پشت آبهای وحشی بهانه گیر
چکار داشتی ؟
هیچ فکر می کنی بدون تو
چگونه آب می خورم
بی بهانه تر دوباره می روی
باز هم سفر
تازه از سفر رسیده ای
تازه کفشهای خسته هم هنوز
استراحتی نکرده اند
چند بار می روی سفر
من به جای تو
خسته می شوم
گوش کن نرو
می روی
پس سفر به خیر
راستی سلام خاکی مرا به مهربانی خدا ببر
راستی به هر فرشته می رسی بگو زمین پر از شکایت است
در میان باغ های خرم بهشت
هیچ باغ خشک بی جوانه ی مرا
یاد می کنی ؟
می روی سفر به خیر
باز می رسی به من
من دوباره تازه می شوم
جوانه می زنم
روزگار باز
دسته گل به آب داده است
دست گل تویی که روی آب
با تمسخری به اهل خاک
از زمین بی صداقت زمینیان کوچ می کنی
راستی تو می روی ؟
سفر به خیر
این شعر یا بهتر بگم مرثیه را شاعر بزرگوار آقای امیر هدایتی
بنا به درخواست بنده به مناسبت درگذشت دوست
صمیمی ام نوروز حیدری سروده است این هم آدرس
وبلاگش http://shahbaz.blogfa.com/
" شب شده سنگ صبور خونه غم شده باز اين دل من پر ماتم شده باز اين دل من من و تو با دلمون تك و تنها و غريب توي اين شهر بزرگ توي اين دشت جنون خودمونيم و خدا خودمون و دلمون تو مي خواي اين دل من خون بشه ديوونه بشه؟ تو مي خواي غصه من قصه هر خونه بشه؟ نمي خواي سنگ صبور اگه از درد دلم با تو شكايت بكنم اگه من با تو حكايت بكنم دل تو مي شكنه چون جام بلور نمي خوام سنگ صبور دل من بي دل تو ديگه تنها مي مونه كي ديگه قصه افسردگي شو گوش مي كنه؟ آخه كي اشك اونو پاك مي كنه؟ كي غم و درد اونو خاك مي كنه؟ شده باز فصل خزون از درختا مي ريزه برگ طلا آسمون پر غم غرق اندوه و بلا چه كنم با غم رسوايي دل؟ چه كنم بابت تنهايي دل؟ هي براش قصه مي گم قصه غصه مي گم كه تو اي دل منو ديوونه نكن پر و بالم رو نسوز منو پروانه نكن مي بيني هر چه كه هست مرگ اميد به خدا حسرت روز سپيده به خدا همه جا رنگ و ريا همه چي نقش سراب به گلا دست مي زني خار مي شن سبزه ها زير قدم مار مي شن بازواني كه به گرمي تو رو افسون مي كنند حلقه دار مي شن زبونم بسته مي شه دهنم خسته مي شه ولي اي سنگ صبور مگه باور مي كنه ؟ مي دوني همدم شب هاي سياه دل من عاقبت سر به بيابون مي ذارم مي رم اونجا كه صفاست مي رم اونجا كه وفاست مي رم اونجا كه فقط محرم اين سينه خداست . "
نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
هزاران گل تو گلخونه نشسته
شقایق و بنفشه دسته دسته
ولی عاشق تو ای نازنینم
به هیچ گلی بجز تو دل نبسته
ببین کوچ پرستوها به سوته
سپیده آینه ای در روبه رو ته
همون عشقی که مارو دربه در کرد
عزیزم ، نازنینم ، عطر و بوته
برای توست که دشت پر از قشنگی ست
هميشه آسمونها لاجوردی ست
برای توست که رودخونه روونه
همینه تا افق رنگین کمونه
نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
نبینم اشکی از چشمات بباره
کسی بر روی قلبت پا بذاره
بمیرم تا که اون روز رو نبینم
تو چشمات نازنینم سایه غم
همه بهارو بعد از تو شناختن
شب یلدا رو از موی تو ساختن
همون ها که ستاره نام گرفتند
از اون چشمای تو الهام گرفتند
تو خورشیدی که شب رو می سوزونی
تو برکه رو به دریا می رسونی
به هر جا پا بزاری تو بهاره
کویر زیر قدمهات سبزه زاره
بذار منت به من ای بهترینم
تا مثله خاک به زیر پات بشینم
به درگاه خداوند من چه کردم
که از لطفش بمن داد نازنینم
که از لطفش بمن داد نازنینم...
|
مهر تو مادر
|
|
|
روبرويِ مهر تو مادر ، سخت بفشردم گلوي خسته ي خود را ، مبادا ! در كنار چشم پرمهرت ، بگريم زار ، بگويم راز ! ××× دلم تنگ است ! دلم بگرفته از اين دشت ، از اين رود از اين سنگ از اين مهر دروغين ، روي تنديسي از نيرنگ! ××× به من ، رنگي بده مادر ! دل مردم ، شده صدرنگ ! هوايِ عاشقي ، بي رنگ ! نگاهِ عاشقان پراز افكارِ رنگارنگ ! ××× به من حرفي بزن مادر ! كه هيچم من ، كه پوچم من ، پراز فرياد و خاموشم ! نشايد كرده باشي تو ، فراموشم ! كه من ، بي تو ، چو خاكستر ، پراز هيچم ، پراز دودم ! ××× نگاهم كن ! ببين بي تو چه تنهايم ! براي مردن و رفتن ، تمنايم ! ××× بمان مادر ، كه من ، بي تو سراپا هيچم و پوچم ! كه من ، بي تو سراپا خسته از بودم ! مكن مادر ، فراموشم | |
توضیح:سحر خانوم ما که ارادت داریم خدمت شما راستش گرفتار بودم در مورد اون چیزایی هم که تو وبلاگ لیلا نوشتم اشکال نداره خوب کاری کردی خوندیشون و در مورد اون امضا هم باید بگم اینا تو وبلاگ یکی ازرفیقام هست یه بار خیال می کنه من از اونجا برداشتمش بازم ازت ممنونم از این کا را بکن راستی هوای مینو را داری یا نه ؟ باشه ۸ روز دیگه می رم پیشش مامانو می گم خوب هواست به همه جا هست
>>تقدیم به شما <<
اگه تورو دوستت دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اونکه فقط دلم میخوادمنو ببخش....
منو ببخش اگه شبا ستاره هارو میشمرم
منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوستت دارم.....
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل میچینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب میبینم...
اگه تورو دوستت دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اونکه فقط دلم میخوادمنو ببخش...
منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من ولی فقط یه آدمم....
منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم
اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده میشم....
منو ببخش اگه همش میسپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما....
منو ببخش من نمی خوام تورو به ماه نشون بدم
نشونی تو نه به شبو نه دست آسمون بدم...
منو ببخش اگه می خوام تورو فقط واسه خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم..
اگه تورو دوستت دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اونکه فقط دلم میخوادمنو ببخش....
منو ببخش...